تبليغاتX
رویای خیس

رویای خیس

تا اطلاع ثانوی تعطیل

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 9:33 توسط سیما و امیر |


سلام این یه آهنگ از omid ameri هست که سیما خانم خیلی خوشش از این اهنگ

 میاد ما هم به خاطر ایشون این شعرو مینویسیم تو وب که دیگران هم استفاده کنن.

 

دنیای من چشمای من ای عمر من این دل من میسوزه

 

گریه نکن دروغ میگی این دل من چند روزه

 

تو هم مثل همه میری تو منو تنها میزاری

 

عاشق نبودی میدونم عشقتو هر جا میزاری

 

برو برو هر جا بگو که یار من دیونه بود

 

عاشق نبودی میدونم بودن من بهونه بود

 

اما بازم این دل من عاشقشه اونو میخواد

 

میمیرم از جای خالیش اگه بره دیگه نیاد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 21:6 توسط سیما و امیر |


ای که تو برای  everدر   heartمنی

ôôôôôôôô

تو رو من میپرستم با تمام  researcher

ôôôôôôôô

نمیدونم چه جوری بهت بگم  Love you

ôôôôôôôô

که تو باروتبشهFor ever

ôôôôôôôô

احساسی که من به تو دارم مثلexperiment

ôôôôôôôô

تا End Time هم همینجری میمونه

ôôôôôôôô

من دوست دارمFor erev  به  Youبگم

ôôôôôôôô

Love you Love you Love you Love Love

ôôôôôôôô

ولی چه فایده که تو  everمیگی

ôôôôôôôô

Probably Problem Probably Problem

ôôôôôôôô

ای  Godکاری بکن تا بکنه باور

ôôôôôôôô

برای  everمنو بکن value

ôôôôôôôô

هیچ وقت با من نکنه Dislike

ôôôôôôôô

همیشه با من باشه Conlike

ôôôôôôôô

هیچ وقت قلبشو رو من نکنه Offline

ôôôôôôôô

همیشه با من باشهOnline 

““““““““““““““ ““

Elahiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii “ “

““““““““““““““““

 

 

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 17:4 توسط سیما و امیر |


سلام دوستان ببخشید که دیر اپ میکنم....

جدایی...

قصه جدایی را قطرات  اشک بر سفید دشت ورق تجسم می بخشد و در بوران این بارش نغمه های لرزان قلبم شاید به گوش کسی نرسد پس برای یک بار می خواهم فریاد خود را به گوش عاشقان ناکام هجر کشیده برسانم.

کلمه ای که تمام سلول های پیکر رنجورم با طنین آن سمفونی مرگ را به رهبری غم و با ملودی زجر اجرا می کنند و هر حرف آن برایم یاد آور مرگی آنی می شود.

ج   ((ج))    جنبش پرچمهای سفید شکست را به رخم می کشد.

د   ((د))      دلالت بر بی کفایتی من در حفظ عشقم می باشد.

ا   ((ا))       اسف بار ترین دقایق زندگی را برایم تداعی می کند.

ی  ((ی))    یادآور مخ.ف رقیب در ناخود آگاهم می باشد.

ی  ((ی))    یار بی وفا ودر عشق ناهمراه را به خاطرم می آورد.

 

                ****************************************************

 

عاشقان تو همه نام و نشانی دارند
انکه در کوی تو بی نام ونشان است منم
 
               ****************************************************
 
چه پرشتاب؛ چه بی امون؛ ميچرخه اين چرخ زمون


مثال برگ؛ مثال باد؛ داره ميره زندگيمون...


نه قصه بود نه سرگذشت؛ بازم يه سال عمرم گذشت...


چه ديدم از روزای قبل که سر رسيد روزای بعد...؟


قسمته که بازم باشيم؛ بهتره که با هم باشيم...


با هم باشيم بی غم باشيم؛ نه کوچيک و نه کم باشيم...


ماهها ميان ؛سالها ميرن؛ پولدارا با مالا ميرن؛ غمگين و خوشحالا ميرن


اما توی ذهن زمون با يه اثر يا يه نشون؛يادی تو دلها ميشه بود؛عکسی به ديوار ميشه شد...
 
 
              ****************************************************
 

در غروب رفتن تو لحظه هايم را شکستم...زير بارون جدايی با خيال تو نشستم...


بی تو تنها گريه کردم تو شبهای بی ستاره....انتظارت رو کشيدم تا که برگردی دوباره...


پشت شيشه روز و شبها دل به بارون ميسپارم...من برای گريه هايم چشمه ها رو کم ميارم...


انتظار با تو بودن منو از پا در مياره...ترس از اين دارم که بی تو تا ابد چشمام بباره...
 
              ****************************************************
 

بنویسم ... دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لخظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی
 
 
               ***************************************************
 

تا قيامت
من ميگم بهم نگاه كن
تو ميگي كه جون فدا كن
من ميگم چشمات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم دلم اسيره
تو ميگي كه خيلي ديره
من ميگم چشمات و واكن
تو ميگي من و رها كن
من ميگم قلبم رو نشكن
تو ميگي من مي شكنم من ؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم دلم شكسته است
تو ميگي خوب ميشه خسته است
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نمي شه
من ميگم تنهام مي ذاري
تو ميگي طاقت نداري
من ميگم تنهايي سخته
تو ميگي اين دست بخته
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
 
               *************************************************
 
هر كسي يه روزي مياد يه روزي ميره، يكي با دلش ميره، يكي با 
پاهاش،
 ولي مواظب باش با پاهاي خودش از دلت نره
 
            ***************************************************
ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيدا کنی
 
           ********************************************************
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
                           
        ***********************************************************
اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری
         **********************************************************
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه  
 
          *********************************************************

درشیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک

رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است.

         **********************************************************

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

 

        ***********************************************************

سنگ قبرم را نميسازد کسي .مانده ام در کوچه هاي بي کسي.بهترين دوستم مرا از ياد برد سوختم خاکسترم را باد برد

        ********************************************

 نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم

            ********************************************************

 

 ارزويم اين است/نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد/نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز/و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي/ آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد/ و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت مي خواهد

 

           *********************************************************

اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ.

           ********************************************************

اگه مغرورم اگه زخمی و خسته ام تو ببخش اگه دورم اگه زندونی و بسته ام تو ببخش

 

 

 راز شادي در لذت پاک بردن از چيزهاي ساده است

 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن
تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم
 
          *********************************************************

در کلبه تنهایی من چیزی جز انتظار نیست . دیوار های کلبه ام دیگر واژه های انتظار را خوب نمی فهمند . پنجره کلبه ام به روح پاییزی عادت کرده است و می داند ، از اشکهایم می فهمد که انتظارم برای کیست . نیلوفر های کنار پنجره ام برای آمدنت دست دعا بلند کرده اند . کبوتر سفید بام کلبه ام می داند انتظار تو را می کشم . می رود تا شاید خبری را برایم بیاورد ولی هرگاه باز می گردد در چشمانش سنگینی غمی را حس می کنم ، چیزی نمی گوید و پر می کشد . می داند اگر بگوید خبری از مسافر تو نبود اشک هایم سرازیر می شوند . من به شقایق هایم آب نمی دهم آنها با اشکهایم پرورش یافتند .

آسمان را خبر کردم که هرگاه پرتو های عشقت را به من تابیدی آفتابی شود ولی سالهاست که آسمان دهکده ام ابری است و می بارد . ای بهاز زندگیم ! بیا ، بیا تا پنجره ام از من خسته نشده ، بیا تا گلهایم با من قهر نکرده اند . بیا تا کبوترم حرفی برای گفتن داشته باشد ، بیا تا آسمانم آفتابی باشد ، بیا و به این انتظار پایان ده .

            ******************************************************

بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی

می دونم خوب می دونی تو تارو پود و ریشمی

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده ی من

چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن

تو خیال من نبود دوباره عاشقی کنم

ممنونم اجازه دادی تا دوباره زندگی کنم

نمی دونم چی بگم تا باورت شه جونمی

توی این کابوس درد،رویایه محربونمی

وقتی حتی پیشمی دلم تنگ میشه باز

عشق تو توی لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم

نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم

ممنونم که بچه بازیهام رو طاقت می کنی

هر چقدر که بد میشم اما تو نجابت می کنی

هر کجای دنیا که باشم بامنی و بر منی

نگران حال و روزم بیشتر از خوده منی

          *********************************************************

 

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟..... محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود

            *********************************************************

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید برم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست

                ***************************************************************

این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت !

این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق !

به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟

سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان ؟

چه زیباست لحظه ای که من به

سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود !

چه زیباست لحظه ای که سر نوشت

با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد!

چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما !

این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ....

و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود !

آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟

سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟

***************************************************************

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم

شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟

***********************************************************************

زندگی پر از سواله می دونم

رسیدن به تو خیاله می دونم

تو میگی یه روزی مال من میشی

اما موندنت محاله می دونم

تو میگی شبا دعامون می کنی

چشمه ی چشات زلاله می دونم

توی آسمون سرنوشت ما

ماه کاملم هلاله می دونم

تو میگی پرنده شیم بریم هوا

غصه ی ما دو تا باله می دونم

چشم من پر از غم نبودنت

دل تو پر از ملاله می دونم

طاقتم دیگه داره تموم می شه

صبر تو رو به زواله می دونم

اون درخت سیب آرزوهامون

پر میوه های کاله می دونم

آره میری و نمی پرسی که این

دل عاشق در چه حاله می دونم

*********************************************************

من نشاني از تو ندارم، اما نشاني ام را براي تو مي نويسم:
 در عصرهاي انتظار،به ‏حوالي بي کسي قدم بگذار خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي ‏تنهايي شو
 کلبه ي غريبي ام را پيدا کن ، کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب ‏آرزوهاي رنگي ام!
 در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو!
حرير ‏غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق عصاره ي انتظار پشت ‏ديوار دردهايم نشسته
            ***********************************************************************
            *************************************************
از طرف اوني كه تنهاست
تنها اومده
تنها مي ره
تنهاش مي ذارن
تنها نمي ذاره
تنها يك ارزو داره
اونم اينه كه تو تنهاش نذاري
 
              **********************************************
 

+ نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386 14:31 توسط سیما و امیر |


دوباره  نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه

 

یه عمر حالو روز من همینه

 

 کسی به پای گریه هام نمیشینه

 

بازم دلم گرفتو گریه کردم

 

 بازم به گریه هام میخندن

 

بازم صدای گریمو شنیدن

 

همه به گریه هام میخندن

 

دوباره یه گوشه میشینمو

 

واسه دلم میخونم هنوز

 

تو حصرت یه هم زبونم

 

ولی  نمیشه اینو میدونم

 

بازم دوباره دلم گرفته

 

دوباره شعرام بوی غم گرفته

 

کسی نفهمید غمم چی بوده

 

دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386 14:32 توسط سیما و امیر |


سلام دوستان من اصلا حال نداشتم چیزی بنویسم البته سیما جبران کرده

به اندازه ۲ هفته دیگه مطلب نوشته من به خاطر این که نبودم نتونستم

چیزی بنویسم و اگر گیر آوردم مینویسم

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386 12:50 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386 20:37 توسط سیما و امیر |


سلام دوستان...

 

اگه يه روز نشه که ديگه با تو باشم
برات می نويسم خدا نخواست ما با هم باشيم
ولی بدون اون روز روزه مرگ عشق منه

           ******************************************

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

          ********************************************

فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند

          *******************************************

 

هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم

 

              *****************************************

 

نظر دبيران در مورد عشق: دبير ديني:عشق يك موهبت الهي است. دبير ورزش:عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود. دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند. دبير اقتصاد:عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود. دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد. دبير جغرافي:عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند. دبير زيست:عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد ميشود

            ******************************************

برو زير بارون دست تو باز کن .به تعداد قطرههاي باروني که گرفتي دوستم داري و به تعداد قطرههايي که نگرفتي دوست دارم

 

            ******************************************

دلم غمگين نگام ابري چشام بارون صدام ابري طلوع عشق من بي رنگ غروب گريه هام ابري منو دلتنگيه گريه به روي شونه هاي تو مي شم بارون دلتنگي مي بارم ازچشاي تو نمي خوام بي تودنيارو باگل ها وباگلدون هاش نمي خوام بي توفردارو باتابستون هازمستون هاش

 

           *******************************************

من به دنبال کسی ميگردم که غمش را با من تقسيم کند من دلم را با او و پس از آن هر دو با هم به تماشای بهار برويم.

 

           *******************************************

 

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

 

          *******************************************

وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است................. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.................. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره............................. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي که حرف زديم گفتن پر حرفه................................................... وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه................................................... حالا ام که عاشقيم مي گن گناه

 

         ********************************************

 

اش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست

 

         *********************************************

 

گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم با چه بنويسم گفت با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه بنويسم گفت بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم گفت بنويس دوست دارم

 

         *********************************************

 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

          *********************************************

 

عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود

 

          *********************************************

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 

          *********************************************

 

با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي

 

           ********************************************

هرگز نديدم بر لبی لبخند زيباى تورا" "هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا"

         

           ********************************************

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم

 

         *********************************************

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم

 

         *********************************************

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

 

          ********************************************

اسیر.....................


مرا عمري به دنبالت کشاندي
سرانجامم به خاکستر نشاندي

ربودي دفتر دل را و افسوس
که سطري هم از اين دفتر نخواندي
 
گرفتم. عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکي هم فشاندي !

گذشت از من ،ولي آخر نگفتي
که بعد از من به اميد که ماندي ؟
 
 
 

           **********************************************

 

دو راهی .................


شدیم از یاد یکدیگر فراموش دو راهی بین ما بگشوده آغوش
از آن عشقی که در ما شعله می زد به جا مانده اجاقی سرد و خاموش
میان من و تو دوراهی نشسته صدایی نمانده به لب های بسته
به لب های خموش این دوراهی نشسته قصه ی غمگین رفتن
همیشه راه ما با هم یکی بود ولی راهت جدا شد دیگر از من
اگر در چشم هم اشکی ببینیم توان رفتن از ما می گریزد
برو بگذار ایندیوار کهنه به نام عشق ما در هم بریزد
میان من و تو دوراهی نشسته صدایی نمانده به لب های بسته
 
 
          **********************************
 

 

مسافر..........


خيال كردم بري مي ري از يادم
تو رفتي و نرفت چيزي از يادم
تو رفتي تازه عاشقتر شدم من
از اوني هم كه بود بدتر شدم من
صبح تا شب اين شده كارم
كه واسه ي چشات ببارم
تو خداي عاشقايي تو تموم كس و كارم
تو به داد من رسيدي وقتي تنهايي مو ديدي
تو نذاشتي برم از دست اگه چيزي هم هنوز هست
نازنينم اميد شيرينم من به جز تو كسي نمي بينم
از اون روزي كه رفتي يه روز خوش نديدم
به جز دستاي گرمت پناه و پشت نديدم
زندگي مو به پاي تو دادم اون روزا رو نمي ره از يادم
نازنينم برس به فريادم.....
 
            ************************************************
 

قصه وفا .............


به خاطر آور ، که آن شب به برم
گفتی که : بی تو ، ز دنیا بگذرم
کنون جدایی نشسته بین ما
پیوند یاری ، شکسته بین ما
گریه می کنم
با خیال تو
به نیمه شب ها
رفته ای و من
بی تو مانده ام
غمگین و تنها
بی تو خسته ام
دل شکسته ام
اسیر دردم
از کنار من
می روی ولی
بگو چه کردم
رفته ای و من آرزوی کس
به سر ندارم
قصه ی وفا با دلم مگو
باور ندارم

             ***************************************************

 

قصه ي من..........


 

قصه ي من قصه ي غم، قصه ي بي تو موندن

 

 


قصه ي من قصه ي شب، شباي ِ بي تو خوندن ِ
 
شعرِ من از جنس ِ غزل، شعر تو رُ نداشتن ِ
شعرِ من از جنس ِ چِشات، رو شب قدم گذاشتن ِ
 
عشق ِ من از جنس ِ سكوت، عشق ِ به تُو رسيدن ِ
عشق ِ من عشق ِ بي صدا، تو رُ تو آينه ديدن ِ
 
حرفِ من حرفاي دل ِ، گلايه هاي بي كسي
حرفِ مسافري غريب، بدون هيچ همنفسي
 
نگاهِ من خيره شدن، به قاب عكس خالي ِ
نگاهِ من شمردن، گُلاي زردِ قالي ِ
 
قلبِ من آشيونهِ غم، منتظرِ حضورتِ
قلبِ من اخرين گُذر، واسه شب عبورتِ...

         **************************************

TinyPic image

        **************************************

TinyPic image

 

    

+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386 20:31 توسط سیما و امیر |


بگو خداحافظ اما نه با اشکات

آتیش نزن به قلبم با اشک توی چشمات

همیشه تو فکرم میمونی برای من

روزگار گرفت تو رو ولی من به یادتم

رویای با تو بودن اون ناز نگات

رنگ اون چشات میمونه همیشه به یاد

صدای بارون تو هق هقم میشکنه

از دست زندگی عشق دیگه نیست کمه

دیگه ما نمیتونیم بمونیم پیش هم

از دست زمونه غم تو دلامون ریشه کرد

کاشکی میشد که دستات فقط تو دست من بود

یه لحظه دوری از تو تنها شکست من بود

تا وقتی تورو ندارم موندن دیگه کدومه

میرم ولی نگاهت همیشه رو به رومه

پاهام اسیر جاده دلم میمونه با تو

کاشکی میشد بمیرم نبینم گریه هاتو

تقصیر ما چی بود شما ها عاشقین

یاچون که همیشه ما دو تا به هم صادقیم

روزگار فهمیدو به عشقمون وفا نکرد

دینشو هیچ وقت به ما ادا نکرد

بدون نمیتونم ببینم لحظه ی رفتنو

چون میریزه اشکمو چشمامو بستمو

تو دلم هست غمو به یادت مستمو

میدونی نمیشه دوباره تو بگیری دستمو

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386 12:58 توسط سیما و امیر |


Image hosted by TinyPic.com

می دونم می خوای بری
منو تنها بذاری
می دونم چشات می گن
دیگه طاقت نداری
می دونم خسته شدی
مرغ پر بسته شدی
دیگه تو بال و پری
واسه پرواز نداری

Image hosted by TinyPic.com 
می دونم دست تو نیست
رفتن و پر زدنت
آخه اگه با تو بود
من بودم همسفرت 
 
Image hosted by TinyPic.com
می دونی رفتن تو
توی تقدیر منه
گریه های بی صدا
سهم فردای منه
Image hosted by TinyPic.com
می دونی مال منه
همه ی جدایی ها
همه ی غم های دنیا
همه ی تنهایی ها
 
Image hosted by TinyPic.com
 
می دونی اشکای من
مث بارون می بارن
آخه تو که نباشی
دیگه مانع ندارن

Image hosted by TinyPic.com

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386 8:49 توسط سیما و امیر |


عشق یعنی...!

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچویوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من دریا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود

**************

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386 8:47 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

 

                 ******************

 

              TinyPic image

 

             **********************

TinyPic image

 

            **************************

 

TinyPic image

 

               *********************************************

 

TinyPic image

 

               

                       ********************************************

 

TinyPic image

 

                     ******************************************

 

TinyPic image

 

                  ********************************************

 

 

 

TinyPic image

 

                     *******************************************

 

TinyPic image

 

                  ********************************************

TinyPic image

 

                 ******************************************

 

TinyPic image

 

                 *********************************************

TinyPic image

 

                *****************************************

 

TinyPic image

 

         *********************************************

دوستان سلام......

یه خبر مهم من متعلق به همه ی شما نیستم.........

من فقط مال امیییییییییییییر  جونمم.

این عکسها مال اونه.....

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 23:4 توسط سیما و امیر |


تو ای زیبا ترینم در جهانم

تو را می پرستم ز عشق آتشینم

تو من را به عشق خود زندانی کردی

کلید زندانت را در جیب نهادی

مرا بخشش بکن ای عشق نازم

زندان دلت را بر من باز کن ای عشق نازم

مرا با عشق یک نفر زنده نگه دار

اگر آن یک نفر شد دو نفر نفرین بر من کن

آخییییییییی تا کی بر این درو آن در زنم من

الهییییییییی تا بپذیرد تک عشق من را

لوسسسس می شوم تا حدالمکان

تا من را بپذیرد تا آخر زمان

الهی مرا در دام کس دیگر نینداز

مرا در گیرو دار دیگر نینداز

امیر را عاشق چندین نکن

امیر را عاشق تک دختری کن

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 20:31 توسط سیما و امیر |


الها چشم فلک را بر من نگه دار

تا زمانه دگر مرا با عشق دیگران نزند دار

تو هستی تک سیمای زندگی من

که بر سقف دل نیلوفری هم خیمه کردی

دلم رنگ نیلوفری داشت

با عشقت رنگ خون بر دلم انداخت

تو ای سیمای زیبای دل من

بگذار تا دلم همرنگ خون باقی بماند

تو که خیمه زدی بر این دل من

پس بکن دفاع در برابر نیلوفر من

نصف دلم خون نصف دگر آب

تو هستی نصف خون و نیلوفر آبی

دگر طاقت دوریت را من ندارم

پس در نهایت دلم را میکنم از همه نوع رنگ

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 18:7 توسط سیما و امیر |


گفتی عاشقی ، گفتم دوست دارم. گفتی اگه یه روز نبینمت می میرم ،

گفتم من فقط نارا حت میشم. گفتی من به جز تو به کسی فکر نمی کنم ،

 گفتم اتفاقا من به خیلی ها فکر میکنم. گفتی تا ابد تو قلب منی ، گفتم

فعلا تو قلبم جا داری. گفتی اگه بری با یکی دیگه من خودمو می کشم ،

گفتم اگه تو بری با یکی دیگه من فقط دلم می خواد طرفو خفه

کنم.....گفتی.......گفتم..........فرق ما اینه که تو دروغ می گفتی ، اما من

راستشو می گفت.

 

         *****      ******     *****

نه مهم نیست....مهم نیست چشمک اول رو کی زده باشه....کی بوده که

اول پیشنهاد آشنایی داده باشه....کی زودترعاشق شده باشه....مهم

نیست....اون اول با عشق تو چشمات نگاه کرده یا تو....کی اول بفهمه که

اون یکی عاشق شده ، هیچ چیز مهم نیست....فقط مهم اینه

که....عشقشون پاک و پایدار باشه.........

TinyPic image

 

یه بوسه از لبات

 

فقط  همین

 

اگه بشه دیگه چیزی نمیخوام

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 15:30 توسط سیما و امیر |


سلام دوستان...

سلام ای آشنا  , من ره آورد کویرم هیچ می دانی؟!
آنجا که زندگی همراه یک طوفان به بلندای آسمان می رود و چون ریگهای روان به همه جا مینشیند.
اینجا در سینه ام عشق به زندگی پرنده اسیری است در تنگترین سوزناک ترین قفس مرگ
اینجا زندگی بیمار است و بدون هیچ پرستاری در بستر جان می دهد.در این کویر می توانی تا بینهایت را
ببینی هموار هموار و این همواری تو را با خاطرات جانگدازی قرین می کند که تا مغز استخوانت را می
سوزاند.
خداوندا نمی دانم چه اراده بر بودنم کرده ای و از چه سبب می خواهی به این زندگی ادامه دهم .
من سیاره ای هستم سرگردان در فضای لایتناهی بی هیچ مدار!
مدار وجود من هنوز گرد وجودم حلقه شده و دایره بودنم محیط بر هیچ بودنی و خواستنی نیست.
طفل دلم به پیری رسیده و هسته بودن من هم چنان نیست در نیست است.
چه شبهای تیره و تاری خالی از امید را پی هم می گذرانم و چه روزهای زجر آور کشنده ای را تحمل می
کنم به امیدی .....
ای خدای من ای تنها محرم اسرا نهانم ای با وفای من ای همیشه همراه
بر خشم فرو خورده ام بر غصه های نا گفته ام بر اشکهای سوزانم تنها تو شاهدی اگر بنده ای شاکر
نبوده ام مرا ببخش.
برای من خسته و دل شکسته دنیا در جلوه سرابی از امید رهایی هر دم خود نمایی می کند به امید
روزی که به هنگام غروب با مرگ از این هیاهوی مبتذل رها شوم.
 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 15:6 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 14:45 توسط سیما و امیر |


 این روزا بحثه این شعره ((شیش ))خیلی داغ شده منم گفتم کاملش کنم برای همه ...

شیشصد و شصت و شیش سه تا شیش داره(۲)

بقالیه سره کوچه کیشمیش داره

نی نی که گریه می کنه جیش داره (بلانسبت)

این رسیور رو پشته بوم دیش داره

تلویزونه پشته سرش فیش داره

۶۶۶ سه تا شیش داره(۲)

حاجی که از مکه میاد ریش داره

چوپون که تو صحرا میشه میش داره

زنبوره پشته سرش نیش داره

۶۶۶ سه تا شیش داره(۲)

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 11:39 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 11:20 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 10:57 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 10:53 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 10:51 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 10:47 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 10:43 توسط سیما و امیر |


بازدیشب  دوباره  از کوچه تنگ و تاریک خاطره ها قدم زدم

 

دوباره یادت اومد تو ذهنمو پیش خودم از اسم تو دم زدم

 

دوباره یادم اومد اون لحظه های بی کسیم با تو بودم

 

زیر بارون و ترانه ای از عشق تو سرودم

 

اما نه قلب تو دریا ست هنوزم به یادم هستی

 

میدونم تو هم غریبی توی هر کجا که هستی

 

تو اگه صدامو میشنوی بدون دلم تنگ برات

 

بدون که هر شب به یاد تو بارونی میشه اون گونه هام

 

بدون هنوزم دل من طاقت دوریتو نداره

 

بدون هنوز شاخه های گل تورو به یاد من میارن

 

تا وجودمو میبینه اشکام و برگای اون میریزه

 

اشک تو چشمام حلقه بسته چشام تا سحر بیداره

 

دیگه حتی قاصدک ها از تو پیغامی ندارن

 

هیچ کی نیست منو بفهمه سر روی شونم بزاره

 

چه غریبونه نشستم چشم به راهت تک و تنها

 

چی کنم وقتی که نیستی دنیای من همیشه تنهاست

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 16:8 توسط سیما و امیر |


روی حرف هایم٬

                     سایه ای بود!

سایه مردی٬  بند کفش هایم را

                     آرام آرام

در راه جاده می بست٬

و من

در پیچی بلند غرق شدم


برگ به برگ

درخت٬

              سوی جهانی که در آن آب نبود

                                       برگ گشود

 باد به باد

برگ به برگ

و طنین بوسه برگ٬

                         بوسه مرگ!

 از صدای بوسه

کمر آب شکست!

 

درخت٬ آب٬ زمین

                      باغ بی برگی

                     برگ به برگ

                                      برگ تمام شد


مرگ

این منم.

                     با بال هایی آشفته

                     با فراق طنین خیال

                            هر بار و هر بار...

تو اعتقاداتت را مصلوب کرده ای

ولی

سایه هامان در آغوش می کشند یکدیگر را

                           هر بار و هر بار...

تو روی صورتم ضرب می گیری

و

من تارهای گیسوانت را می نوازم

                          هر بار و هر بار...

تو خواهان پایانی

و من می گویم:

            "این تنها مرگ است!"

که می تواند...

                      موسیقی را قطع کند

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 23:30 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386 23:17 توسط سیما و امیر |


 

 سلام این سیما جون منه میبینید چقدر زیبا هست فقط ماله خودمه الهیییییییییییییی

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386 22:49 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386 22:46 توسط سیما و امیر |


TinyPic image

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386 22:25 توسط سیما و امیر |


DESIGN BY : MINOS X

سلام من امیر هستم سن - شهر - ........اصلا به شما مربوط نمیشه این ویلاگ توسط امیر و سیما درسست شده و مطلب داده میشه من که امیرم و اون یکی نویسنده اسمش سیما هست هر کسی مایل بود با من ارتباط برقرار کنه خودشو بکشه تا با من بچته بای


صفحه نخست
پست الکترونیک




نوشته های پیشین

هفته سوم فروردین 1387

هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386



پیوندها

مست می عشقم هوشیار نخواهم شد
چمران 13
قاصدک عاشق
زهرا
حلال
یک قطره اشک
دنیای هنر رنگ و نقاشی
خاطر خواه
black respina


    تعداد بازديدها:

دانلودستان مینوس:ویرایش قالب
برترین قالبها و دانلودها در مینوس
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS